۱۳۸۷ مهر ۲۳, سه‌شنبه

رضایت شوهر

در ایران اجازه شوهر برای اقدامات پزشکی واجب تر از اجازه خود بیمار است!!! یعنی ممکن است تشخیص کانسر برای زنی گذاشته شود و شیمی درمانی هم شروع شود و روح بیمار از قضیه بی خبر باشد چون شوهر رضایت داده است برای شیمی درمانی و ترجیه داده است که همسرش بی خبر باشد تا روحیه اش خراب نشود. حالا شاید بیمار رضایت نداشته.....

البته مشکل کمی هم از خصوصیات بیمار جماعت در ایران است که ترجیح می دهد از بیماریش بی خبر باشد.

۱۳۸۷ مهر ۹, سه‌شنبه

خنگی

چند تا تجربه برای موفقیت کاری:
1) تا حد امکان غر نزن و اعتراض نکن! ولی اگر هم خواستی اعتراضی بکنی یک روز تو خونه فکر کن که دقیقا مشکلت چیه بعد فرداش درباره اش صحبت کن.
2) اگر کسی حرف بی خود زد و اعتراض نابجا کرد یک گوشت در باشه یه گوشت دروازه. اصرار به دفاع از خودت نداشته باش. دفاع کردن مشکل رو بزرگ تر جلوه می ده و باعث می شه تو یاد ها بیشتر بمونه! اصولا ادم خودش هست که یک سری مشکلات رو بزرگ می کنه.
3) همیشه جواب زیبا و حساب شده بده حتی اگر دقیقا جواب اون سوال نباشه!!!! هرگز ادم به دلیل خنگی!! استیضاح نمی شه ولی به دلیل بی دقتی و بی ادبی چرا!! خنگی یه ژست امنه!!!

۱۳۸۷ شهریور ۲۲, جمعه

مهاجرت

مهاجرت شده یه داستانی برای خودش. ادم تا یه مدتی می تونه توی هر دو تا دنیاش موازی زندگی کنه ولی بعدش کم کم یه چیزهایی از ایران کم رنگ میشه. در مورد من که این اتفاق داره می افته و من نمی خوام بپذیرم. نمی دونم علت این حس ناخوشایند مهاجرته؟و یا سن و گذشت زمانه؟ نمیدونم دلم برای ایران پرمیکشه یا برای گذشته خودم.

۱۳۸۷ شهریور ۱۷, یکشنبه

شروع

خوشحالم که می خواهم اینجا بنویسم.